بررسی وضعیت مصرف غذاهای فوری و عوامل مرتبط با آن در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر بجنورد بر اساس مدل تئوری شناختی اجتماعی در

میانگین سن افراد مورد بررسی7.85 ±29.59 سال بود.میانگین بعد خانوار افراد مورد بررسی 1.53±3.54 نفر بود.اکثریت (72.2 درصد) افراد مورد بررسی تحصیلات دیپلم و بالاتر دارند. اکثریت (67.1 درصد) افراد مورد بررسی شاغل هستند.اکثریت (79.0درصد) افراد مورد بررسی 2 و کمتر از 2 بچه دارند. 62.6 درصد از افراد مورد بررسی در هفته گذشته حداقل یکبار از غذای فوری استفاده کرده بودند. بین سن و بسامد مصرف غذای فوری رابطه منفی معنی دار آماری وجود دارد. افراد با وضعیت شغلی متفاوت اختلاف معنی داری از نظر بسامد مصرف غذای فوری داشتند. این اختلاف بین افرادی که دانشجو بودند با افرادی که خانه دار و شاغل بودند معنی دار بود به طوری که این افراد نسبت به افراد شاغل و خانه دار به طور معنی داری مصرف غذای فوری بیشتری داشتند. بین افراد با سطح تحصیلات متفاوت اختلاف معنی داری از نظر بسامد مصرف غذای فوری نداشتند(0.706=P). در مجموع سازه های مختلف تئوری شناختی اجتماعی 17.2 درصد از واریانس مصرف غذاهای فوری را درزنان مورد مطالعه تبیین نمایند. از بین سازه های مدل آگاهی تغذیه ای(0.001P=) و فراهمی(P<0.001) سهم معنی داری در تبیین واریانس مصرف غذاهای فوری داشتند.
 
مشخصات طرح مرتبط:


CAPTCHA code
دفعات مشاهده: 155 بار   |   دفعات چاپ: 52 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر